تبليغاتX
وحیدعدالتی



دعوت از وبلاگ نویسان مشهدی برای تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل  

دعوت از وبلاگ نویسان مشهدی برای تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل

 

دوستان عزیز وبلاگ نویس مشهدی.خاضعانه ترین سلام مرا پذیرا باشید

این متن خیلی مهم است لطفا حتما مطالعه و مرا شرمنده خود کنید.

شیوخ عرب خلیج همیشه فارس دارند این خلیج همیشه نیلگون ایرانی را از چنگمان در می آورند.باید بجنبیم که دارد دیر می شود. اگر موافقید طی هفته آینده در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد تجمع کنیم و یک بار هم که شده غیرت وبلاگ نویس های مشهدی را به رخ اعراب و کشورک امارات بکشیم.بیایید اعلام نفرت کنیم.بیایید از خلیج فارس دفاع کنیم.

منت سرم بگذارید و اگر آماده اید اعلام کنید.اگر اعلام آمادگی ها زیاد شد ، جلسه ای می گذاریم و قبل از تجمع برنامه ریزی و هماهنگی می کنیم.

منتظرم.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

اجماع ملی در دفاع از "خلیج فارس" 

اجماع ملی در دفاع از "خلیج فارس"

اقشار مختلف مردم و  دانشجویان مستقل ایران ظهرروز سه شنبه 10 اردیبهشت  در اعتراض به نسبت دادن عناوین جعلی به خلیج فارس، مقابل سفارت امارات عربی متحده تجمع کردند و  عتراض خود را نسبت به این اقدام مقامات اماراتی اعلام نمودند.تجمعات اعتراض آميز عليه جعل نام خليج فارس و ادعاهاي واهي امارات عربي متحده چند روزي است که در سراسر کشور برپا مي شود. اما ديروز دهم ارديبهشت ماه که روز ملي خليج فارس نام دارد، تعدادي از جوانان، دانشجويان و جمعي از مردم عادي کشور ترجيح دادند مقابل سفارت امارات در خيابان ظفر در تهران تجمع کرده تا صداي اعتراض ايران را به گوش شيوخ عرب برسانند. اعتراض از آن روي که شيوخ خليج فارس تلاش گسترده يي را براي جعل نام خليج فارس آغاز کرده اند و از سوي ديگر هر از گاهي با صدور بيانيه هايي از ادعاي حاکميت امارات بر جزاير سه گانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسي حمايت مي کنند. اگرچه طي دو دهه گذشته اعراب جنوب خليج فارس هميشه چنين ادعاهايي را مطرح کرده اند اما با اين وجود با پاسخ قاطع دولت ايران مواجه شده اند از همين رو ماجرا به زودي فيصله پيدا مي کرد. ولي اخيراً اعراب از وضعيت فعلي ايران در عرصه سياست خارجي سوءاستفاده کرده و سعي مي کنند در شرايطي که دولت ايران به خاطر اتخاذ برخي سياست ها وارد چالش با کشورهاي غربي شده است، نهايت استفاده را ببرند و ادعاهاي خود را در سطح گسترده تري مطرح کنند. دولت هاي عربي احساس مي کنند ايران در عرصه سياست خارجي وارد جدال دامنه داري با برخي کشورهاي غربي شده از همين رو زمينه را براي گسترش ادعاهاي خود فراهم مي بينند. البته هر چند اعراب جنوب خليج فارس زمينه را براي گستاخي خود فراهم مي بينند اما چنين گستاخي هايي باعث تحريک احساسات وطن پرستانه ايرانيان شده است و بسياري از گروه هاي مختلف مردمي - دانشجويي با تشکيل اجتماعات مختلف مستقيماً وارد عرصه شده و کار دفاع از تماميت ارضي کشور و نيز نام خليج فارس را عهده دار شده اند. از همين رو بود که ديروز همزمان با روز ملي خليج فارس تعدادي از دانشگاه هاي کشور با تشکيل حلقه هاي انساني نام خليج فارس را نوشتند و به تمام دولت هاي عرب پيام اخطار فرستادند که دفاع از ايران و نام تاريخي خليج فارس در دستور کار تک تک ايرانيان قرار دارد. ايرانياني که ديروز مقابل سفارت امارات تجمع کردند با حمل پلاکاردهايي به شيوخ امارات يادآوري کردند کشورشان 37 سال پيش و بر اساس انعقاد يک قرارداد بين انگليس و برخي شيوخ به روي جغرافياي سياسي جهان آمد و تا پيش از آن وجود مستقلي نداشته است که اکنون بخواهد مدعي بخش هايي از خاک ايران چند هزار ساله باشد

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

کامیار اسماعیل پور به جمع وبلاگ نویسان پیوست  

کامیار اسماعیل پور به جمع وبلاگ نویسان پیوست

کامیار اسماعیل پور ٬ یک خبرنگار مشهدی هم بالاخره با چند سال تاخیر به جمع وبلاگ نویسان پیوست.

اسماعیل پور فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد است.در حال حاضر نیز در خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز خراسان ٬ لباس خبرنگاری بر تن دارد.

به وبلاگش به آدرس http://shahryaar.blogfa.com/ سری بزنید.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

تجمع فعالین مدنی مشهد 

تجمع فعالین مدنی مشهد

 در اعتراض به تغییر نام خلیج فارس و ادعای کذب بر جزایر سه‌گانه

 

 

جمعی اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های شرق کشور وشهر مشهد با دعوت از فعالین مدنی، صنفی، دانشجویی و سیاسی   مشهد عصر روز سه شنبه، سوم اردیبهشت 87 تجمعي اعتراضی مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد برگزار نمودند. در ابتدای این برنامه عوامل نیروی انتظامی و امنيتي حاضر در محل با حضور گسترده در دو طرف خيابان سجاد مشهد ( محل برگزاري تجمع ) قصد داشتند تا مانع از برگزاری مراسم به بهانه‌ی نداشتن مجوز گردند که با اصرار و مقاومت برگزار کنندگان مواجه شدند. تجمع کنندگان که تعدادشان به بيش از 200 نفر می‌رسید با سر دادن سرود ای ایران مراسم خود را آغاز نمودند. اين تجمع دانشجويي با دو هدف 1. اعتراض به سكوت و همگامي نهادهاي بين المللي با جريان سازمان يافته حمله به تماميت ارضي  ايران و 2. اعتراض به سكوت و بي كفايتي مسئولان دولت جمهوري اسلامي در واگذاري خاك و نام وطن به بيگانگان برگزار شد. دانشجويان حاضر در اين تجمع سكوت دولت در قبال هجوم بي سابقه به ايران را با ايجاد سركوب و خفقان در داخل كشور مرتبط و رفتار دولت فعلي در عقب نشيني و باج دادن به بيگانگان و همزمان سركوب جامعه مدني و خصوصا دانشجويان در داخل كشور را مشابه رفتارهاي دولت هاي قجري دانستند وبه ان اعتراض داشتند.

در ابتدای این برنامه محمد احسانی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان با اشاره به اصل 27 قانون اساسی گفت: «قانون اساسی ایرانی به صراحت از تشکیل اجتماعات و راه پیمایی‌ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد دفاع می‌نماید. بنابراین برپایی این تجمع با استناد به این اصل شفاف قانون اساسی صورت می‌گیرد و قانوني است.» این فعال دانشجويي در ادامه با اشاره به اقدام سایت گوگل در تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب گفت: «یکی از دلایل تشکیل این تجمع اقدام غیر حقوقي وسياسي سایت گوگل در تغيير نام خليج فارس و همچنین اداعاهای مکرر و بی اساس امارات متحده‌ي عربی بر مالکیت جزایر سه‌گانه‌ ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی می‌باشد.»

در ادامه‌ي این مراسم اشکان آرشیان عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی با اشاره به تاریخ و تمدن پرشکوه ایران، اعتراض خود را به اقدامات اخیر اعلام داشت.

پس از ایشان علی صابری دبیر سابق انجمن اسلامی امیرکبیر با اشاره به ضعف دولت و دستگاه دیپلماسی ریشه‌ی مجموعه اتفاقات اخیر را در نابه‌سامانی دستگاههای دولتی دانست و اظهار امیدواری کرد با جدیت و دقت بیشتر دیگر شاهد روند مذکور نباشیم.

وروش صالحی، دبیر گروه فرزندان اهورایی ایران دیگر فعال مدنی حاضر در این تجمع با ایراد سخنانی علمی درباره‌ی هویت و خود آگاهی و نقش آن در پیشرفت ملی گفت: «پژوهشهای تاریخی بر اساس اسناد معتبر نام شاخاب (خلیج) پارس را تا 2500 سال پیش به پس می‌برد.» وی در ادامه خلیج فارس را یک نام تاریخی خواند و آنرا شناسه‌ی ملی‌ای دانست که با نام ایرانی پیوند خورده است و افزود: «نام خلیج فارس و نام ایرانی با فراز و فرودهای این سرزمین گاه به اوج رفته و گاه در سراشیب سقوط قرار گرفته است و اکنون در تندباد رویدادها بار دیگر تازیانه‌های دشمنان بر پیکرش فرود می‌آید تا سهل انگاری و بی‌غیرتی فرزندانش را با اندوه و اشک بنگرد.»

حامد شهسورای عضو انجمن اسلامي دانشگاه پيام نور مشهد هم در این مراسم با ستودن هرگونه اعتراض و تجمع مدنی از قبیل تجمع برای خلیج فارس و یا جزایر سه‌گانه اهداف تمام این اعتراضات را پیگیری دموکراسی خواند. وی همچنین مجموعه اتفاقات اخیر درباره‌ی جزایر سه‌گانه را نشان از بی‌کفایتی مسئولین دولت جمهوری اسلامی دانست.

در این مراسم همچنین حامد پناه‌آبادی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه پیام نور مشهد اعتراض خود را نسبت به اقدام سایت گوگل را اعلام داشت . گفت: «در دوره‌ای که اعراب بر این سرزمین حکمرانی می‌کردند هم هرگز چنین تغییر نامی صورت نگرفت!»

ی گذشته حال فردا، تمام سهم یک ملت ز دنیا»، «سکوت دولت در برابر هجوم بیگانه چرا؟»، «چو ایران نباشد تن من مباد»، «دیروز دریای خزر، امروز خلیج فارس ، فردا کجا؟»، «وطن یعنی: خلیج تا ابد پارس»  ، ‹‹ سكوت نهاد هابين المللي در برابر تعرض به تماميت ارضي ايران محكوم است ›› ، «Persian gulf is Persian gulf forever» و

 we condem the UN silence    را در دست داشتند. این نوشته‌ها در پایان مراسم به روی دیوار سازمان ملل نصب گردید.

در پایان همچین قطعنامه‌ی صادر گردید که متن کامل آن به شرح زیر است:

نام‌های جغرافیایی بخشی از تاریخ و فرهنگ یک سرزمین اند و به عنوان میراث معنوی یک ملت به نشان ماندگاری ارزش‌ها و آرمانهایشان به یادگار می‌مانند. در کهن دیار ما نام‌های تاریخی بسیاری است که ریشه در هزاره‌های دور دارد و یکی از شناسه‌های ملی مردم سرزمین ما به شمار می‌آید و از آنجا که شناسه‌های ملی سهم قابل توجهی در خود آگاهی ملی و پیشرفت و توسعه کشور دارد، بایسته است نگاه ویژه‌ای به آن داشت.

خلیج همیشه پارس در اندیشه‌ی مردم ایران بزرگ از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و یادآور شهریاری جهانی ایرانی در سده‌های نه چندان دور است که پیام آور آزدای، برابری و حقوق بشر برای جهانیان بودند.

در این میان اگر نسلی آگاه، خواهان آینده‌ای روشن‌ هستند، خاموشی و سکوت نارویی و خیانتی گران به تاریخ این سرزمین و آیندگان آن است. تازش فرهنگی دشمن چون توفانی سرزمین ما را درمی‌نوردد و ناروی دوست‌نمایان زیر پایمان را خالی می‌کند تا دوست و دشمن در کنار هم ریشه‌ی کهن این سرزمین را بخشکانند. براستی کجایند دلیران ایران زمین که چون آرش و حنيف جوان و جهان آرا جان خود را در اره سربلندی ایران در تیر نهند و پستی و خواری ایران و ایرانی را نپذیرند.

و اکنون در رویارویی فرهنگ دیگری همتی بلند باید تا از میراث نیاکانمان پاسداری کنیم. متاسفانه سایت گوگل در یک حرکت غیر علمی و دشمنانه در وارونه کردن تاریخ، نام خلیج فارس را دگرگون و به خلیج عرب تغییر داده است. همچنین کشور امارات متحده‌ی عربی که هنوز عمر آن به نیم قرن نرسیده است به خاک کشورمان و جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی چشم دوخته است. اکنون بایسته است هر یک از ایرانیان به فراخور توان خود ناخشنودی خویش را ابراز داشته و هر چند اندک گامی در این راه بردارند. از این میان ما فعالان جامعه‌ی مدنی و دانشجویی پیشنهاد می‌دهیم:

1) هوشمندی کارگزاران جمهوری اسلامی ایران در برابر کشورهای استعمار ساخته‌ی کناره‌های خلیج فارس و برخورد قاطع و قوی با ادعاهای پوچ و بی‌اساسشان.

2) عدم سرمایه‌گذاری ایرانیان در این کشورها و به ویژه کشور امارات متحده‌ی عربی.

3) گرد آمدن احزاب، گروه‌ها، دسته‌ها و فعالین مدنی، صنفی، اجتماعی در برابر سفارت امارت.

4) از دولت کنونی و آتی جمهوری اسلامی ایران انتظار می‌رود با برنامه‌‌ریزی دقیق و با دیپلماسی سنجیده به بهترین نحو در برابر این ادعاهای پوچ و بی اساس برخواسته و با شدیدترین نحو با آن برخورد نمایند. 

 

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

20 سال انتظار براي خانه دار شدن در مشهد  

                                                                                                                                                                              گزارش

20 سال انتظار براي خانه دار شدن در مشهد 

 

*وحيد عدالتي                      ۴/۲/۸۷

 این مطلب در هفته نامه شهرآرا از من چاپ شد.

"شما بگوييد من با حقوق ماهي 200هزار تومان چند سال بايد كار كنم تا بتوانم يك خانه بخرم؟ ، نشسته ام با خودم چرتكه انداخته ام ؛ مي بينم اگر بخواهم خانه دار شوم و يك خانه 50 ميليون توماني آن هم به قيمت الان گيرم بيايد ، اگر در ماه تمام حقوق 200 هزار توماني ام را پس انداز كنم ، 250 سال طول مي كشد تا خانه دار شوم".

مرد ادامه مي دهد:

" من كه دندان خانه دار شدن را از بيخ كنده ام و ديگر به اين موضوع فكر نمي كنم.خانه دار شدن من شده مثل سالهاي دور از خانه ؛ البته فكر نكنيد كه فقط وضع من اين جوري است ، نه ؛ هرگز ؛ 90 درصد جوانهاي ايراني مثل منند".

زن مي پرد وسط حرف شوهرش و ريسمان حرف زدن را به دست مي گيرد:

" الان دو تا بچه داريم كه مدرسه اي شده اند اما هنوز هم اميدي به خانه دار شدن نداريم.شما بگوييد ما كه حتي براي ثبت نام در زمينهاي 99 ساله پول نداشتيم چطور مي توانيم خانه بخريم. آن هم با رشدي صعودي قيمتها".

مرد ديگر مي گويد: با هزار بدبختي مقداري پول جمع كرده بودم كه خانه بخرم. مهر ماه 85 خانه اي را ديدم كه بخرم و به پولم هم مي خورد اما اين دست آن دست كردم  تا اينكه دو سه ماه گذشت و بهمن ماه شد و در اين ماه قيمتها به صورت قارچي رشد كرد و ديگر نتوانستم خانه بخرم و الان كه با شما حرف مي زنم هنوز مستاجرم."

قيمت زمين و مسكن در مشهد به تبعيت از تمام ايران طي يكي دو سال گذشته افزايش سرسام آوري يافته است تا آنجا كه تمام فعالان بخش زمين و مسكن اين شهر ، افزايش قيمتهاي دي و بهمن ماه سال 85 را هرگز از ياد نمي برند و اين دو ماه نقطه عطفي در تاريخ قيمت زمين و مسكن مشهد محسوب مي شود.

افزايش قيمت هنوز هم در حال ادامه دادن به رشد قارچي خود است و از اين رهگذر بسياري از مردم بيچاره و بسياري هم پولدار شدند.

كارمند يكي از ادارات مشهد كه داراي يك فرزند است مي گويد: آذر ماه سال 86 يعني حدود 5 ماه پيش يك باب آپارتمان 75 متري در قاسم آباد به قيمت 48 ميليون تومان خريدم ، اكنون آپارتمانم 60 ميليون تومان قيمت دارد و چند مشتري دارم كه حاضرند جيلينگي پولش را بدهند.

رضا حسيني مي افزايد: از اين موضوع خيلي خوشحالم و روزي صد بار خدا را شكر مي كنم چون در عرض پنج ماه 12 ميليون تومان سود كردم ؛ 12 ميليون تومان يعني اينكه 40 ماه آزگار از صبح تا شب بروم اداره و مافوقم سرم غر بزند تا بتوانم حقوق بخور و نميري بگيرم.

به او مي گويم : " فكر نمي كني اين رشد سرسام آور به ضرر اقتصاد كشور باشد و نشان دهنده بيماري اقتصادي ايران كه هنوز حرفم تمام نشده آن را قطع مي كند و مي گويد : " اي آقا به ما چه. وقتي همه دارند مي خورند بگذار ما هم بخوريم.دير بجنبي قيمت زمينها باز مي رود بالا. تو هم به جاي اين حرفها برو يك تيكه زمين كشاورزي تو شانديز بخر ؛ و گر نه چند ماه ديگر پشيمان مي شوي و دو دستي به سرت مي زني."

متصدي يك بنگاه املاك در فرامرز عباسي مشهد مي گويد: در حال حاضر قيمت هر متر آپارتمان در مشهد بين 600 هزار تومان تا دو ميليون تومان است.

وي مي افزايد: اين در حالي است كه قيمت همين آپارتمانها حدود سه چهار ماه پيش حداقل بين 150 تا 200 هزار تومان ارزانتر بود.

او ادامه مي دهد: يك باب زمين ويلايي ، آبان ماه سال گذشته حدود 360 ميليون تومان بود كه اكنون 500 ميليون تومان قيمت دارد.در فرامرز 6 هم خانه اي كه 5 ماه پيش 450 ميليون تومان بود الان 700 ميليون تومان خريدار دارد.

يك بنگاه دار ديگر در قاسم آباد مي گويد: يك آپارتمان 50 متري 6 ماه پيش در الهيه به قيمت 19 ميليون تومان در بنگاهم فروخته شد و آن زمان خريدار راضي نبود و مي گفت گران به من فروختيد ؛ همان خريدار چند روز پيش به بنگاه آمد و از من تشكر كرد و گفت خانه ام 27 ميليون تومان مشتري دارد.

وي مي افزايد: الان ديگر هيچ كس سرمايه خود را صرف خريد طلا و سكه و فيش موبايل و خودرو نمي كند و هر كس پول دارد زمين يا خانه مي خرد و ظرف چند ماه هم سود خوبي نصيبش مي شود ؛ آنقدر كه خودش هم تصورش نمي شود.

او ادامه مي دهد: الان تمام سرمايه هاي سرگردان به بخش زمين و مسكن آمده و من حتي توليد كنندگاني را سراغ دارم كه خط توليد خود را متوقف كرده اند و پولش را آورده اند زمين خريده اند.

يك بنگاه دار ديگر در محدوده شانديز مي گويد: الان بيش از 60 درصد زمينهايي كه در مشهد خريد و فروش مي شود مربوط به زمينهاي داراي كاربري باغي و مزروعي حاشيه شهر است ؛ چون به طرز اعجاب آوري سود آور شده است.ديگر اصلا خريدن زمين و خانه در داخل شهر توجيه ندارد ؛ صرف با خريد زمين زراعي محدوده است ؛ چون قطعه زميني كه هفت هشت ماه پيش 8 ميليون تومان بود الان 20 ميليون تومان ارزش پيدا كرده است.

در همين حال ، رييس اتحاديه صنف مشاورين املاك مشهد هم مي گويد: قيمت هر متر آپارتمان نوساز درمناطق مختلف شهر مشهد از متري 700 هزار تومان شروع مي شود و تا متري دو ميليون تومان هم هست.

محمد رضا ظهوريان ادامه مي دهد: زمينهايي كه متري 700 هزار تومان است در نقاطي همچون جاده قديم قوچان خريد و فروش مي شود كه زمين اين منازل قولنامه اي است و ساخت و ساز آن نيز از استحكام برخوردار نيست و غير مقاوم است.وي اظهار مي كند: خريد و فروش خانه هاي ويلايي تا چند وقت ديگر در مشهد به فراموشي سپرده مي شود ؛ چرا كه شهر به سمت عمودي شدن پيش مي رود و آپارتمان سازي رواج پيدا كرده است.

وي رايج ترين خريد و فروش در بخش زمين در مشهد را در زمينهاي زراعي حاشيه شهر عنوان و تصريح مي كند: بسياري از تعاوني هاي ادارات در حاشيه شهر اقدام به خريد زمين در قطعات بزرگ مي كنند و بعد آن را قطعه قطعه كرده و به كاركنان خود مي فروشند و بعد هم همان زمينها را با قيمت بالاتر بين خود خريد و فروش مي كنند كه همين امر يكي از دلايل افزايش قيمت زمين در مشهد است.

وي ريسك پايين را از ديگر دلايل رو آوردن سرمايه هاي مردم به بخش زمين و مسكن مي داند و مي گويد: در حال حاضر سرمايه گذاري در اين بخش از ساير بخشها مطمئن تر است و سود خوبي نصيب خريدار مي كند و به همين دليل بسياري از مردم سرمايه خود را در اين بخش هزينه مي كنند.

وي در پاسخ به سوالي درباره نقش بنگاههاي املاك در افزايش قيمت زمين مي گويد: همه بنگاهها را در اين زمينه مقصر مي دانند در حالي كه دفاتر اسناد رسمي كه زير نظر قوه قضائيه و دادگستري هستند به راحتي سند مشاع را ثبت مي كنند و به مردم مي دهند كه همين مساله سبب رواج تفكيك قطعات زمين زراعي به قطعات كوچك و در مرحله بعد ساخت و ساز در اين زمينها مي شود.

ظهوريان با اشاره به روند افزايش قيمت مصالح ساختماني در مشهد پيش بيني مي كند قيمت خانه و آپارتمان در مشهد طي سه ماه آينده افزايش يابد.

وي در عين حال به مردم توصيه مي كند كه هنگام خريد زمين يا خانه حتما از زمين مورد معامله آگاهي و اطلاعات لازم را كسب كنند تا متضرر نشوند.

قيمت زمين ، خانه ، آپارتمان و منزل ويلايي در مشهد در حال بالا رفتن است و هيچ مسوولي نيست كه در اين زمينه به جامعه پاسخ دهد. هيچ كس نمي تواند در رابطه با پايين آمدن قيمتها يا حداقل بالانرفتن آن قولي به مردم بدهد.

 

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

تجمع در اعتراض به تغییر در نام خلیج فارس  

تجمع در اعتراض به تغییر در نام خلیج فارس

*وحید عدالتی                 ۲/۲/۸۷

جمعي از انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه ها با همكاري فعالين مدني و اجتماعي مشهد تصميم به برگزاري تجمع اعتراض آميزي نسبت به تغيير نام خليج فارس و ادعاي كاذب درباره‌ي جزاير سه گانه گرفته اند.
اين تجمع قرار است روز سه شنبه از ساعت 17 و روبروي دفتر سازمان ملل در مشهد در اعتراض به اقدام سايت گوگل و نيز كشورهاي حوزه خليج فارس در استفاده از عناوين جعلي به جاي خليج فارس برگزار شود.
يكي ديگر از اهداف اين تجمع اعتراض به ادعاهاي پي در پي و بي شرمانه امارات متحده عربي نسبت به جزاير ايراني تنب بزرگ تنب كوچك و ابوموسي مي باشد. همچنين انجمن هاي اسلامي و فعالين دانشجويي شهر مشهد با صدور اطلاعيه اي از عموم مردم براي شركت در اين تجمع اعتراضي دعوت به عمل آوردند.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

مواد لازم برای خواننده شدن  

                                                                                                                             یادداشت

مواد لازم برای خواننده شدن

*وحید عدالتی                 ۲۹/۱/۸۷

این روزها خواننده شدن اصلا کار سختی نیست و هر کس و ناکسی می تواند خواننده شود.فقط کمی اراده می خواهد و کمی مواد لازم:

اولین مرحله در خواننده شدن اینست که در حمام به دفعات تمرین کرده و آهنگهای فرشته در چمن بخوانید.بعد که به سلامتی از این مرحله سربلند بیرون آمدید ، می روید سراغ بر و بچ . همانهایی که وقتی می خوانند اصلا نمی فهمید چه می خوانند.بعد باید خود را به هر زوری که هست وارد باند آنها کنید.فقط یک نکته را توجه داشته باشید که در حال حاضر در ایران یک مدل بیشتر نمی توانید بخوانید.یک نکته دیگر را هم توجه کنید که شما به تنهایی نمی توانید از پس خواندن یک آهنگ به صورت کامل بر آیید پس راهش اینست که یک نفر دیگر را که صدایش مثل شماست پیدا کنید و دو نفری صداهایتان را بریزید روی هم تا به امید خدا بالاخره یک چیزی از کار در آید.

مرحله بعد خواندن در پارتی های دوستانه است.اگر این مرحله را با تشویق میهمانان محترم و محترمه مواجه شوید جواز راهیابی به مرحله بعد را پیدا می کنید.

اصلا نگران نباشید چون از اینجا به بعد و حتی به قبل صدا اصلا مهم نیست و فقط کافی است که شما بتوانید دستگاه امپلی فایر خوبی پیدا کنید که به راحتی صدای شما را افکت کند که هر کس هم گفت چرا صدایت این قدر خراب است به او بگویید ساکت باش که این افکت است و انقلاب در تکنولوژی صدا. غیر از این می توانید به راحتی او را متهم کنید که تو از صدا و خوانندگی چی می فهمی که داری اظهار نظر می کنی. اگر این را بگویید یک فتنه بزرگ از سرتان رد شده است.

اما مرحله بعد اینست که با یک کمپانی خودروسازی قرارداد ببندید و تبلیغ ماشین او را در کلیپ خود بر عهده بگیرید.مهم تر از این ، پیدا کردن یک بانوی با کمالات و جیگری است که در این رابطه هیچ مشکلی ندارید و می توانید از دوست دختر خود استفاده کنید و اگر نداشتید که دارید و اگر بگویید ندارم معلوم است که مثل سگ دارید دروغ می گویید ، یک جستجوی کوچک شما را به سرمنزل مقصود می رساند.

حالا وقت آن رسیده که برای کیش بلیت بگیرید و به همراه تیم خود به این شهر جادویی سفر کرده و ضبط را آغاز کنید.

دقت کنید که اگر می خواهید آهنگتان پر خواننده شود به خانمی که قرار است نقش ناز و عشوه را بازی کند بفرمایید قر و قمیش را زیاد کرده و شلوار آستین کوتاه پوشیده و بی زحمت آستین مانتو خود را هم بالا بزنند تا به جذابیت صدای شما کمک شود.

در همین زمینه دقت کنید که باید چند جوونک ایرونی پیدا کنید که بیایند و وسط کلیپ جنگولک بازی در بیاورند و به جای استعمال کلمات ایرانی از کلمات خارجی استفاده کنند. چون تجربه نشان داده که موسیقی گوش کن های ایرانی وقتی معنی  کلمه ای را نمی فهمند بهتر از آن استقبال می کنند.

در اینجا کلیپ تمام است و نیازی هم به مجوز وزارت ارشاد ندارد.به جای رفتن در دهان شیر ، با یکی از شبکه های تلویزیونی ایرانی که در دبی یا لس آنجلس هستند تماس گرفته و سبیل رییس شبکه را چرب کنید ، دیگر کارتان نباشد.چون او خودش برای شما در یک برنامه تلویزیونی هفت هشت سال سابقه کار درست می کند و آنقدر می بردتان بالا که خودتان بگویید ای ولله.شما پول خرج کنید وکارتان نباشد.مطمئن باشید که تبلیغات هزینه نیست و همیشه جواب داده. داشتن صدا اصلا مهم نیست.از این گذشته هر وقت از صدای خود ناامید شدید یک نگاهی به خواننده های اطراف بیندازید مطمئن باشید که در صد امید به زندگی شما بالا می رود و با خود می گویید اگر اینها خواننده هستند پس من حتما مایکل جکسونم.

حالا شما یک خواننده موقر و دوست داشتنی هستید که همه دخترهای ایرانی شما را دوست دارند.به شما تبریک می گویم.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

نسخه پیچی آبدارچی هفته نامه ما برای دولت  

                                                                                                                                                     یادداشت طنزآلود       

نسخه پیچی آبدارچی هفته نامه ما برای دولت  

* وحید عدالتی                    ۲۶ /۱/۸۷

امروز در هفته نامه شهرآرا (چاپ مشهد) نشسته بودم و داشتم مطالب صفحه اقتصادی را آماده می کردم که یه هو به سرم زد بروم آبدارخانه و یک چای بخورم.به محض اینکه وارد آبدارخانه معزز شدم ٬ آقا حشمت ٬ یعنی آبدارچی باشی کل تقریبا به زور دستم را گرفت و گفت آقای عدالتی جان بیا بشین. خودم چاکرتم هم هستم . بیا تا یک چای باحال بدم بخوری یک کم هم با هم حرف بزنیم.آقا حشمت همین جور که چای می ریخت شروع کردم به نسخه پیچیدن برای رفع مشکلات مهم مملکتی:

"آقای عدالتی نیگا کن همی رییس جمبور اگر به حرف مو بکنه بیبینه مو چی موگوم بعد هم بره عمل کنه تمام مشکلات مملکت حل مشه."

"رییس جمبور بیه بره ای کارایی که موگوم ره بکنه بعد بگه حشمتی تو چی گفتی که همه مشکلا حل شد.""آقا ! رییس جمهور ساخت و ساز ره آزاد کنه بعد بیه بیبینه اگه هم یک خانه نشد ۳۰ میلیون تومان."

"آقای عدالتی درد اینجه یه که اینا به حرف مو نموکنن.بیا ای یم نتیجش. دیدی مملکت چی شد.دداش مردم گشنه ان.انا مو یک روز رفتم سر گذر دیدم اونای دیگه مگن ۱۷۰۰ تومن. مو یواشکی گفتم ۱۰۰۰تومن یارو مو ره برد.انا اقتصاد یعنی ای. یک کم کمتر گفتم مو ره بردن سر کار.حالا آدم یک کم کمتر بخوره.نمی میره که."

خلاصه این آقا حشمت ما شروع کرد به نسخه پیچیدن برای تمام بخشهای اقتصادی وغیر اقتصادی مملکت.ما هم که گویا دیدیم چاره ای جز گوش کردن به بیانات ایشان نداریم برای اینکه خونمان به گردن خودمان نیفتد خیلی دقیق حرفهای معظم له را گوش می کردیم. جالب اینکه آقا حشمت به صورت ایستاده برای من سخنرانی می کرد و هر چند لحظه یک بار با گفتن یک جمله حماسی خود را به سمت من می انداخت و من هر دفعه اشهد خود را می خواندم و می گفتم یا امام رضا خودت کمک کن که امروز از زیر دست این آقا حشمت جان سالم به در ببرم قول می دهم از فردا دیگه گناه نکنم.

حالا می خواهم از آقای رییس جمهور خواهش کنم اگر برایش امکان دارد یک جایی در کابینه دولت به این آقا حشمت ما بدهد که ایشان هم بتواند طرحهای اقتصادی خود را برای این مملکت پیاده کند.هر چه نباشد او هم مال همین آب و خاک است و قلبش برای وطن می طپد.الان هم که صحبت رفتن آقای دانش جعفری از وزارت اقتصاد است به نظرم بهترین موقعیت است و مانده یک تصمیم تاریخی رییس جمهور.

قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

خلیج ؛ غضنفرهای بیخ گوش آدم در مشهد  

                                                                                                                             یادداشت

خلیج 

 غضنفرهای بیخ گوش آدم در مشهد

*وحید عدالتی           ۲۱/۱/۸۷ 

یادم هست حدود دو سه سال پیش یک کسی یک غلطی کرده بود و در دایره المعارف معروف اگر اشتباه نکنم بریتانیکا به جای اینکه بنویسد "خلیج فارس" ؛ نوشته بود "خلیج" و همین مساله باعث شد که مملک دو سه ماهی درگیر دفاع از هویت ایرانی خلیج همیشه فارس باشد و آنقدر ایرانی ها چه دولت و چه مجلس و چه ملت بر سر آنها کوفتند که سرانجام مجبور شدند از این غلط زیاتی که کرده بودند انصراف داده و به راه راست برگردند. در همان ایام ، در مشهد من بسیاری از مغازه ها را می دیدم که بر تابلو آنها نوشته شده بود "خلیج " و گویا آن مغازه دارها خیلی خوششان نمی آمد که خلیج فارس باشد و مثل اینکه دلشان می خواست مفت و مجانی و دو دستی خلیج فارس را تحویل عربها بدهند.

من خیلی ناراحت شدم و گزارش مفصلی در هفته نامه شهرآرا ، ارگان شهرداری مشهد نوشتم و از این موضوع انتقاد کردم. در گزارشم به سراغ مسوولین هم رفتم و آنها با تاکید همان جمله جادویی همیشگی " به شدت برخورد می کنیم" را مطرح کردند.

گزارش چاپ شد و من خوشحال از اینکه بالاخره از فردا با همه خلیج دوستهای مشهدی برخورد می شود و تابلو آنها تبدیل به خلیج همیشه فارس می شود. اما افسوی و صد افسوس که از آن زمان بیش از دو سال می گذرد و من در همین مشهد بیش از ده مغازه را سراغ دارم که تابلو مغازه شان به نام " خلیج " است.

حسرت می خورم و دچار اندوهم که چرا ما در شهرمان این همه غضنفر داریم که با وجود اینها دیگر نیازی نیست که مارادونایی پیدا شود و به ما گل بزند. تا وقتی این غضنفرها هستند دیگر چه نیازی به ..

ملت یکپارچه بسیج شده و حواسش را جمع کرده تا مبادا تبعه ای از کشوری نام مبارک خلیج فارس را بدون پسوند فارس به کار ببرد آنگاه بیخ گوش خودمان دهها تابلو خلیج وجود دارد و ما به این مهم بی توجهیم.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

گرانی و گرانی و گرانی  

یادداشت                                                                                                                            

گرانی و گرانی و گرانی

* وحید عدالتی                       ۲۰/۱/۸۷     

باباطاهرعریان همدانی در چندین سده قبل ٬ آن سالها که هنوز مردم زیاد غم نان نداشتند و با اشکنه کشک خوشان را سیر می کردند و بقیه وقتشان را به شعر و شاعری می گذراندند یک دو بیتی با این عنوان سروده بود:

سه غم آمد سراغم هر سه یک بار                     اسیری و غریبی و غم یار

اسیری و غریبی چاره داره                            غم یار و غم یار و غم یار

آن روزها اگر باباطاهر را می کشتی هم از این فضاهای عاشقانه بیرون نمی آمد ٬ اما من گمان می کنم اگر او در این دوره می زیست حتما مضمامین شعرهایش عوض می شد و به عنوان مثال دو بیتی می سرود که مصرع آخرش می شد : گرانی و گرانی و گرانی

خوب حالام من این موضوع کمی تا قسمتی بی ربط را نوشتم که دلهای شما را آماده کنم و ببرم کنار میوه فروشی ها و مرغ فروشی های بازار مشهد.می بینم که دلها آماده است و سراپا گوشید. پس بشنوید و بخوانید: مرغ کیلویی ۲۷۰۰ تومان.گوشت کیلویی ۱۰ هزار تومان.گوجه فرنگی کیلویی ۱۵۰۰ تومان. نوشابه یک شبه ۲۰ تومان گران شد و با قیمت جدید به میزان دلخواه در اختیار شما قرار می گیرد. سبزی خوردن کیلویی ۵۰۰ تومان. پودر لباسشویی گیر نمی آید و در دسترس نیست و اگر هم مغازه داری مردانگی کند و از گوشه پستو به شما یک دانه بدهد قطعه بدانید که از ۴۰۰ تومان کمتر نمی گیرد.

مخلص کلام اینکه قیمتها نجومی است و اگر کمی صبر کنید نجومی تر هم می شود آنچنان که دیگر نتوانید حساب کنید. قیمتها آنچنان بالا رفته که دولت تصمیم گرفته طرح تنظیم بازار را تا پایان فروردین ماه ادامه دهد شاید بتواند قیمتها را کنترل کند.

این در حالی است که طرح تنظیم بازار در سنوات گذشته تنها در ۱۵ روز اول فروردین اجرا می شد و بعد به اتمام می رسید اما گویا اوضاع آنقدر بحرانی است که دولت ناچار شده است برای مهار غول بی شاخ گرانی  ٬ این طرح را ادامه دهد.

هر وقت هم می آیی از گرانی حرف بزنی یک دولتمردی از یک گوشه ای صدایش را بلند می کند که ای داد ای بی داد از گرانی حرف نزنید که علتش تورم جهانی و گران شدن کالاها در سطح جهان است.

حالا ما می گوییم طلا اگر گران شود متاثر از قیمتهای جهانی است و یا نفت. اما محصولات کشاورزی و صنایع دستی و برخی کالاهایی که اصلا ربطی به جهان ندارد را چه کنیم و چه عذری برایش بیاوریم.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

رکود در بازار موبایل مشهد  

                                                                                                                                                                              گزارش

رکود در بازار موبایل مشهد   

     

 *وحيد عدالتي           ۲۱/۱/۸۷

 این گزارش این هفته در هفته نامه شهرآرا چاپ مشهد در صفحه اقتصادی از من به چاپ رسید

 

 این روزها بازار موبایل مشهد که شامل سیم کارت و گوشی می شود خیلی خراب است و فروشگاههای موبایل رکود سختی را تجربه می کنند.

 در این میان بازار خرید و فروش سیم کارت ، روزهای سخت تری را نسبت به گوشی  پشت سر می گذارد و این موضوع اعصاب موبایل دارها را به هم ریخته است.

 فروشندگانی که تا دو سه ماه پیش جواب سلام خریدار را هم نمی دادند اکنون به گرمی از خریدار استقبال می کنند و به امید اینکه چیزی بفروشد با مهربانی هر چه تمامتر پذیرای مشتری می شوند.

 البته به گفته تعدادی از مغازه دارها رکود در بازار در این هنگامه از سال امری طبیعی است و دلیل آن هم تعطیلات نوروزی می باشد.

       خریدار نداریم

 مهدی شریفی ، متصدی یک فروشگاه موبایل در حوالی شرکت مخابرات خراسان ضمن گلایه از بازار موبایل اظهار می کند طی شش سال گذشته من شاهد چنین رکودی در بازار موبایل نبوده ام ؛ بازار افتضاح و بی سابقه است ؛ فجیع است و از خریدار هیچ خبری نیست.

 وی می گوید: امروز از صبح تا حالا (ظهر) اصلا سیم کارت نفروخته ام.رکود عجیبی بر بازار حاکم شده که یکی از دلایل آن تعطیلات نوروزی است.

 در حال حاضر قیمت خرید سیم کاارت اعتباری دولتی در بازار 45 هزار تومان و قیمت فروش 50 هزار تومان است. قیمت خرید سیم کارت دائمی کارکرده دولتی نیز 180 هزار تومان و قیمت فروش آن 200 هزار تومان می باشد.

 همچنین سیم کارت خشک دولتی به قیمت 300 هزار تومان خریداری و به قیمت 320 هزار تومان به فروش می رسد.

 با این حال ، رکود در بازار سیم کارت مشهد یک دلیل اصلی دیگر نیز دارد و آن اینست که مسوولین شرکت مخابرات اعلام کردند از سال آینده سیم کارت با قیمت 120 هزار تومان ثبت نام می شود و این خبر از فردای اعلام به خوبی تاثیر خود را بر بازار گذاشت و باعث متوقف شدن تقاضای خرید سیم کارت گردید. اکنون هر موبایل بازی به دیگری توصیه می کند که:"  برای خرید عجله نکن چون به زودی قیمت سیم کارت می شود 120 هزار تومان." اعلام این خبر از سوی مخابرات که شاید پایه درستی هم نداشته به گفته یکی از فروشندگان سیم کارت ، موجب شده که بعضی از دارندگان سیم کارت ، حتی نسبت به فروش سیم کارت خود اقدام نمایند.

 سیم کارت ایرانسل هم طی این روزها از تحول مصون نبوده است. به گفته شریفی ، ایرانسل از دیروز اقدام به تغییر قیمت سیم کارتهای دائمی و اعتباری خود کرده است. به نحوی که قیمت سیم کارت اعتباری خود را از 15 هزار تومان به 10 هزار تومان کاهش داده و قیمت سیم کارت دائمی خود را از 75 هزار تومان به 150 هزار تومان افزایش داده است اما این اقدام ایرانسل هنوز اثر خود را بر بازار نشان نداده است.

 شریفی ، از عملکرد مخابرات در مورد نحوه توزیع سیم کارتهای اعتباری دولتی انتقاد و تصریح می کند: شرکت مخابرات به موقع به تعهدات خود در قبال تحویل سیم کارتهای اعتباری عمل نمی کند و همین امر موجب سرگردانی موبایل فروشها و خریداران می شود.

 این فروشنده موبایل ادامه می دهد: مخابرات سیم کارتهایی را که تعهد کرده در این ماه بدهد سه ماه دیگر می دهد و این مساله موجب شده که قیمت سیم کارت اعتباری بین 45 هزار تومان تا 90 هزار تومان متغیر باشد.وقتی که سیم کارت توزیع می شود قیمتش می شود 45 هزار تومان و وقتی توزیع آن به تاخیر می افتد به فاصله کمتر از یک ماه قیمتش رشد می کند.

تا اواسط اردیبهشت وضع به همین منوال است

 حسین رضازاده ، متصدی فروشگاهی که کارش تنها خرید و فروش گوشی است این بازار را دارای روالی عادی توصیف می کند ولی در عین حال می گوید به دلیل تعطیلات نوروزی و کمبود گوشی ، قیمت آن اندکی افزایش یافته است.

 وی می گوید: قیمت گوشی به طور معمول در ماه فروردین تا اواسط اردیبهشت افت می کند.

 او ادامه می دهد : بسیاری از گوشی هایی که اکنون در بازار مشهد به فروش می رسد بدون گارانتی است و مشتری ها به خرید گوشی بدون گارانتی نسبت به گوشی گارانتی دار اقبال بیشتری نشان می دهند.

 رضازاده اضافه می کند: یک دلیلش اینست که گوشی های گارانتی دار خدمات پس از فروش ندارند.

۹۰ درصد گوشی های بازار مشهد قاچاق است

 اما محمد باقر زارعیان ، رییس اتحادیه صنف خدمات تلفن همراه و تجيزات مخابراتي مشهد نيز وضعيت فعلي را دوران ركود در بازار موبايل مشهد توصيف مي كند.

 وي مي گويد: در حال حاضر هر يك از فروشگاههاي موبايل مشهد هفته اي يك دانه سيم كارت مي فروشند.

 به گفته زارعيان ، در سطح مشهد 1400 فروشگاه موبايل وجود دارد كه از اين تعداد 700 فروشگاه مجاز و 700 فروشگاه به صورت غير مجاز فعاليت مي كنند.

 وي اظهار مي كند سيم كارت ايرانسل به دليل ارزانتر بودن در ميان خريداران مشهدي ، متقاضي بيشتري دارد و سيم كارت اعتباري نيز نسبت به سيم كارت دائمي به دليل ارزانتر بودن با اقبال بيشتري مواجه است.

 او ادامه مي دهد: در حال حاضر 90 درصد سيم كارتهايي كه در موبايل فروشي ها به فروش مي رسد ، غير مجاز است و شركتهاي وارد كننده هم علاقه اي به واردات موبايل ندارند ؛ چرا كه ، تعرفه گمركي واردات گوشي بالاست و آنها ترجيح مي دهند به جاي واردات گوشي ، پول خود را در بخش ديگري سرمايه گذاري كنند.

 وي مهمترين مشكل موبايل فروشهاي مشهد را تهيه گوشي عنوان و تصريح مي كند و مي گويد: موبايل فروشهاي مشهد گوشي هاي خود را از تهران مي خرند با اين وجود اگر در بين راه محموله آنها گرفته شود ، قاچاق محسوب مي شود و سه برابر جريمه مي شوند.

 رييس اتحاديه صنف خدمات تلفن همراه مشهد تاكيد مي كند: با اين حال ، هيچ مكان مشخصي وجود ندارد كه موبايل فروش هاي مشهد از آنجا گوشي بخرند.

 هنوز هيچ كس نمي داند هفته يا ماه آينده بازار موبايل مشهد ، چه وضعيتي به خود خواهد گرفت؟

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

تماسهای مشکوک اپوزیسیون خارج از کشور با خبرنگاران مشهدی  

یادداشت

تماسهای مشکوک اپوزیسیون خارج از کشور با خبرنگاران مشهدی

*وحید عدالتی                                             ۱۸/۱/۸۷

طی چند ماه گذشته ٬ فردی که خود را وابسته به خبرگزای هما (خبرگزاری اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور ) معرفی می کند با خبرنگاران مشهدی که در رسانه های مختلف فعالیت دارند ارتباط برقرار می کند و آنها را دعوت به همکاری می نماید.

این دوست ما که از قرار معلوم خیلی هم آماتور و غیرحرفه ای است به طور اتفاقی تلفن رسانه های مشهدی را پیدا می کند و بعد هر خبرنگاری که گوشی را برداشت با همان خبرنگار اقدام به ایجاد ارتباط می کند.

من درمورد خبرگزاری هما اطلاعات دقیقی ندارم و نمی دانم به کدام جریان اپوزیسیون وابسته و یا اینکه دفتر مرکزی آن در کدام کشور است.این خبرگزاری از تندروترین خبرگزاری های ضد نظام جمهوری است که از اول تا آخرش سیاه می نویسد.صفحات آن پر است از اخبار تجمعات ٬ تحصنها و سیاه نمایی ها انگار که در ایران هیچ کار مثبتی انجام نمی شود.تیم آن غیر حرفه ای و اخبار آن همه کپی کاری از سایر خبرگزاریها.

این برادری که با خبرنگاران مشهدی تماس می گیرد به هیچ عنوان مطالعه قبلی در مورد آنها ندارد. به عنوان مثال او با یکی از خبرنگاران حوزه کودک در مشهد تماس گرفته و از او خواسته با خبرگزاری هما که یک خبرگزاری کاملا سیاسی است همکاری نماید.این خبرنگار هم از بس غیر سیاسی است اصلا نفهمیده این برادر چه می گوید.

من یکی از افرادی بودم که ایشان با من تماس گرفته شد.نحوه ارتباطش هم اینچنین بوده که ایشان تلفن یکی از رسانه ها را گیر آورده و با اولین خبرنگاری که گوشی را برداشته ارتباط زده و این دوست خدا پدر بیامروز هم برای اینکه خودش را از دست دوست خارج نشین ما رها کند شماره تلفن مرا داده است.اولین بار حدود ۸ ماه پیش این دوست خارج نشین با من تماس گرفت و گفت آقای عدالتی من از خبرگزاری هما تماس می گیرم و می خواستم در مورد فضای شهری مشهد از شما اطلاعاتی بگیرم. من هم چون مدتها خبرنگار پارلمانی شورای شهر مشهد بودم و احاطه خوبی به مسائل شهری دارم ٬ در پوست خودم نمی گنجیدم که بالاخره یک خبرگزاری هم پیدا شد که با من صاحبنظر مصاحبه کند. اینجانب هم بادی به غب غب انداختم و صدای خودم را صاف کردم و با یک صدای غرور انگیز و مثل این مسوولین جمهوری اسلامی شروع کردم به مصاحبه پس دادن با این تصور که مصاحبه من دارد ضبط می شود و باید قشنگ حرف بزنم."به نام خدا . به حمدالله در مشهد در حوزه شهری طی سالهای گذشته پیشرفتهای شگرفی حاصل شده ٬ بودجه شهرداری مشهد امسال نسبت به سال گذشته بیش از فلان درصد رشد داشته و قس علی هذا ." " با این وجود مشهد از داشتن ۷۰۰ هزار حاشیه نشین رنج می برد که شهرداری مشهد برای رفع این معضل اقدام به ایجاد سکونتگاههای غیر رسمی کرده است" و خلاصه از این جور حرفها".

بعد که بیانات اینجانب تمام شد ایشان فرمودند با ما همکاری کنید که البته من رفتم سایت خبرگزاری هما را دیدم و فهمیدم که خطش با خط من نمی خواند. با این وجود این دوست عزیز هر از چند گاهی به مناسبتهای مختلف اعم از عید نوروز و غیره پیام تبریک می فرستد. من نمی دانم اگر نخواهم از این آقا پیام تبریک دریافت کنم باید چه کار کنم.بابا من که هر چه بخواهم در وبلاگم می نویسم.

و اما پاراگراف پایانی خطاب به دوستان خبرنگار مشهدی. ممکن است طی روزهای آینده این آقا که از قرار معلوم سنش از ۲۵ سال بیشتر نمی شود با شما هم تماس بگیرد. من می دانم که شما در این رابطه تقصیری ندارید ولی حواستان باشد که خلاصه جریان اینست و فکر نکنید که این خبرگزاری از خبرگزاری های داخل کشور است.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

از جوار بارگاه امام رضا (ع) در لحظه سال تحویل برایتان دعا می کنم 

                                                                                                                                یادداشت

 

از جوار بارگاه امام رضا (ع) در لحظه سال تحویل برایتان دعا می کنم

*وحید عدالتی          ۲۷/۱۲/۸۶

 امروز که این سطور را می نگارم بیست و هفتم اسفند ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و شش یعنی درست سه روز مانده است به پایان سال و من از اینکه داریم وارد سال جدید می شویم در پوست خود نمی گنجم.

امروز دو شنبه است و پنج شنبه ساعت حدود ۹ و ۲۰ دقیقه عید می شود و سال ۱۳۸۷ آغاز می شود. من امسال لحظه سال تحویل مطابق معمول ۲۰ سال گذشته در جوار بارگاه منور امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان جهان در مشهد ٬ قطعه ای از بهشت خواهم بود.من هر سال لحظه سال تحویل به حرم می روم و هنگامی که سال تحویل می شود کنار امام رضا هستم. من تا پیارسال با خانواده (مادر و پدر و .. ) به حرم می رفتم اما از پیارسال ٬ به اتفاق همسرم به حرم می روم.

شاید ایرانیانی که در کشوری غیر از ایران زندگی می کنند به من بخندند که یعنی چه که این آقا عید می رود حرم که یک جای مذهبی است اما باور کنید اینقدر حال دارد که آدم را از خود بی خود می کند. مشهد حدود سه میلیون نفر جمعیت دارد که در لحظه تحویل سال ٬ حداقل حدود ۴۰ درصد آنها یعنی ۲/۱ میلیون نفر مشهدی در حرم حضور پیدا می کنند و علاوه بر آن به راحتی یک میلیون نفر از سراسر دنیا به مشهد می آیند. می دانم که الان که گفتم از سراسر دنیا به من خندیدید ٬ اما باور کنید جدی جدی از سراسر دنیا به مشهد می آیند. من خودم پاکستانی ٬ سنگالی ٬ عراقی ٬ هندی ٬ عربهای خلیج فارس و سایر کشورها را دیده ام و حتی با آنها حرف زده ام.

  صحنها و رواقهای حرم از ۱۰ ساعت مانده به لحظه سال تحویل پر می شود و سیل جمعیت تا چند خیابان منتهی به حرم هم دیده می شود. آنقدر آدم می آید که همه در خیابانهای منتهی به حرم می نشینند.یکی دعا می خواند ٬ یکی قرآن می خواند ٬ یکی می نشیند و تا لحظه سال تحویل خاطرات سال گذشته اش را مرور می کند. آستان قدس رضوی هم به عنوان متولی حرم امام رضا (ع) برنامه های ویژه ای را اجرا می کند. برنامه اول دعاست. بعد قرآن . بعد تواشیح . بعد دعای لحظه تحویل سال و بعد توپ را می زنند و یکی از بلندگوهایی که تا کیلومترها آن طرف تر قابل شنیدن است می گوید : " آغاز سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت شمسی" ( الان که دارم اینها را می نویسم دارم گریه می کنم) بعد هم نقاره زن های امام رضا از بالای گل دسته ها شروع می کنند به نقاره زدن.کاری که در تمام دنیا منحصر به فرد است و برای خودش نوعی مراسم است که در هیچ جای دنیا نظیر ندارد.

توپ را که می زنند بیش از یک میلیون جمعیت بلند می شوند و با هم روبوسی می کنند و سال نو را به همدیگر تبریک می گویند.واقعا صحنه بی نظیری است. قشنگ ترین تئاتر طبیعی دنیا که تا کنون دیده ام.یکی گریه می کند ٬ نه گریه ماتم بلکه گریه شوق ٬ یک چیزی میان اشک و لبخند ٬ خندیدن و در عین حال اشک ریختن ٬ یک کار هنری زیبا ٬ یک چیزی تو مایه های لبخند ژاکوند که بالاخره هیچ کس نفهمید مونالیزا دارد گریه می کند یا لبخند می زند.

توپ را که می زنند یک میلیون نفر جمعیت به وجد می آید. می خروشد ٬ سیل می شود. جاری می شود.می رود بالا. آسمان هفتم. جای خدا. جای ملائک. می آید پایین و باز می شود همان آدم زمینی. لحظه زیبایی است و آنقدر زیباست که نیازی به تایید یا تعریف و تمجید من حقیر ندارد.

من به آنهایی که می گویند اه این مذهبی است کاری ندارم. من کار خودم را می کنم و به اینکه لحظه سال تحویل می روم امام رضا خوشحالم و به این موضوع افتخار می کنم.

توپ را که می زنند ٬ همه شروع می کنند به دعا کردن. دعا می کنند.ذکر می گویند و هر چه از خدا می خواهند یک جا مطرح می کنند. انگار اگر الان نگویند بعدا خدا در می رود و دیگر نمی توانند حاجت بگیرند.یکی شوهر می خواهد. یکی زن. یکی دعا می کند که با شوهرش دوباره آشتی کند و برگردد سر خانه زندگی اش.یکی ماشین می خواهد. یکی موتور. کوچکترها بیسکوییت و نهایتا یک عروسک قشنگ. همه التماس دعا دارند.یکی برای پدر سرطانی اش دعا می کند و از حضرت باقی شفای آجل می طلبد. یکی درگیر است. پول ندارد و به خاطر بی پولی هزارتا چیز.یکی دعا می کند باباش زودتر از زندان آزاد شود. خیلی ها هم برای فرج امام زمان (عج) دعا می کنند که صد البته یکی از دعاهای من هم همین است.برایم هم فرقی نمی کند که شما به این دعای من بخندید یا نه.

لحظه زیبایی است و دعا می کنم امام رضا بطلبد و تمام شما لحظه سال تحویل کنار امام رضا باشید.برای همه تان دعا می کنم و متقابلا از شما هم التماس دعا دارم.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

از قهرمان حسین تا رابینسون دبی  

                                                                                                                                یادداشت

 

از قهرمان حسین تا رابینسون دبی

* وحید عدالتی                         ۲۶/۱۲/۸۶

 هنوز فریاد غرور آفرین یا ابوالفضل حسین رضازاده ٬ قهرمان وزنه برداری جهان در گوشم به خوبی طنین دارد. خوب یادم هست آن روز را که حسین رضازاده با یک فریاد یا ابوالفضل وزنه ای را بالای سر برد که تا قبل از آن جهان بالابردن چنین وزنه ای را به یاد ندارد و خوب یادم هست که چقدر اشک غرور بر گونه هایم جاری شد و به ایرانی بودنم افتخار کردم و دوست داشتم به همه بگویم من یک ایرانی هستم. هم وطن حسین رضا زاده قهرمان.

از آن روزها چند سال گذشته است و من امروز حسین رضا زاده قهرمان را در یک برنامه تلویزیونی در حال تبلیغ برای مشاورین املاک رابینسون دبی مشاهده کردم و به یک باره کاخ آرزوهایم فروریخت. به یک باره با خود گفتم قهرمان ما را چه شده است و چرا دنیای قهرمانها به این لون در آمده است؟ 

باخودم می گویم اگر هم رضا زاده می خواست برای رابینسون تبلیغ کند حداقل می آمد و تصویرش را در حال بازدید از بنگاه و دکان و دستگاه کاسبانه رابینسون نشان می داد و نه در حالی که رضا زاده می گفت :" من برای خرید ملک ٬ رابینسون دبی را انتخاب می کنم".

قهرمان را چه شده است؟ من که هنوز حاضر نیستم این تصویر را باور کنم. دلم می خواهد رضا زاده هنوز برایم مقدس باشد و اسطوره.

نوشته شده توسط وحیدعدالتی | لینک ثابت | موضوع: |

مگر خودمان نمی توانیم کالای چینی بفروشیم